دانلود ومعرفی کتابهای تبلیغات و روابط عمومی

کتاب در زمینه تبلیغات به نسبت عمر بلند این صنعت در کشورمان اندک چاژ شده ونبود مرجعی در زمینه معرفی کتاب به وضوح به چشم می خورد این بلاگ تلاش بنده در جهت معرفی کتا بهای و فعالان این عرصه است

نقد کتاب مردم شناسی تبلیغات

مردم شناسی تبلیغات(1383 )دکتر محمود اکرمی؛ نشر ایوار

واقعا مطالعه فصل 232 صفحه ای، بدون تیتر، مطالب غیر مرتبط، پراکنده و ادعاهای باور نکردنی در کتاب «ایران در چهار کهکشان ارتباطی» حوصله زیاد یا صبر ایوب نیاز دارد و از دانشجوی عصر تلویزیون و ارتباطات خارج است. اما برای خالی نبودن نقد کتاب این هفته به سراغ نویسنده نا آشنا و ناوارد یعنی « آقای دکتر محمود اکرمی»  نگارنده کتاب «مردم شناسی تبلیغات» رفته و ادامه نقد کتاب چهار کهکشان ارتباطی رابه هفته اینده موکول می کنیم.

من همیشه فکر می کردم مردم شناسی یعنی شناخت خصوصیات و ویژگی های مردم در یک بخش خاص می باشدو لذا با این تصور که این کتاب باید بیشتر شبیه مخاطب شناسی تبلیغات آن هم با در نظر گرفتن شرایط جغرافیایی، اجتماعی و فرهنگی ایران باشدبه مطالعه آن پرداختم ،غافل از اینکه این کتاب با تصورات من فاصله زیادی دارد.

کتاب بدون مقدمه شروع می شود و معلوم نیست که خواننده از کجا و چه ذهنیتی باید وارد مردم شناسی تبلیغات شود. به مفهوم دیگر مخاطب با چه دستگاه تحلیلی باید کتاب را مطالع کند؟؟؟

مردم شناسی تبلیغات با بخش اول شروع می شود و با فصل دوم و سوم ادامه پیدا می کند!!!  بخش اول: افکار عمومی فصل دوم: تبلیغات و فصل سوم:شایعه می باشد.حال این «مردم شناسی» در کجای فهرست قرار دارد بر خواننده پوشیده مانده است!!!

بخش اول: افکار عمومی؛ علت آمدن افکار عمومی در ابتدای کتاب مبهم و سوال برانگیز است و معلوم نیست چرا در کتاب مردم شناسی تبلیغات باید افکار عموی آورده شود. در این بخش تعاریف افکار عمومی از کتب دست چندم و غیر مرتبط با افکار عمومی[بیشتر روابط عمومی] آورده شده است در صورتی که در حوزه افکار عمومی [ تا زمان نگارش کتاب در سال 1383]کتب مناسبی چاپ شده است . این بخش شامل تعریف، تاریخچه، مراحل رشد، اهمیت،شیوه های تغییر،مدیریت، ورود به آن و شیوه های اثر گذاری می باشد.

مهمترین نکته علاوه بر عدم فهم افکار عمومی توسط نویسنده، نگاه ابزاری به افکار عمومی است!!! شیوه های تغییر،مدیریت، ورود به آن و شیوه های اثر گذاری بر افکار عمومی بیانگر این موضوع است . نویسنده همچون دوستان جناح های سیاسی معتقد به« مدیریت افکار عمومی» بجای «تنویر افکار »عمومی می باشد نکته دیگر جایگاه افکار عمومی در «حوزه عمومی» مورد اشاره قرار نمی گیردکه این بسیط بودن نگاه نویسنده در این حوزه را نشان می دهد. اما در خصوص منابع از کتاب جودیت لازار ترجمه دکتر کتبی استفاده شده که در متن به واژه «لازار»اشاره شده اما درفهرست منابع اثری از آن مشاهده نمی شود. در انتهای این بخش روشهای ناممکن اثرگذاری بر افکار عمومی را نگاشته اند و در پایان آن نام آقای دکتر معتمد نژاد را نیز آورده اند که در کتاب وسایل ارتباط جمعی آقای دکتر به غیر از یک پارگراف در اهمیت افکار عمومی چیز دیگری نیامده است. لذا این نوع ارجاع نویسی نیز منطقی نیست.

 فصل دوم: تبلیغات؛ دکتر محمود اکرمی حوزه تبلیغات را که 1-تبلیغات سیاسی propaganda 2- تبلیغات تجاریAdvertising  می باشد را جدا نکرده است و در تمامی متن این دو عبارت با هم خلط شده اند و هر بار به اختیار خود از آنها بهره برده اند.

در ادامه ارکان تبلیغات ذکر می شود و از قول« لاسول»گفته می شود که «تبلیغ چیزی جز برقراری ارتباط نیست»و سپس از مدل پنج قسمتی لاسول چهارتا ازآنها ذکر می شود آنهم بدون ذکر منبع شامل 1- پیام2- مبلغ3- مخاطب4- وسیله ارتباطی حال چرا ایشان« تاثیر» را که مهمترین بخش در تبلیغات می باشد را نیاورده اند نامعلوم است.

صفحه 79 به اهداف تبلیغ شامل 1- تسلیم سازی 2- مفهوم سازی 3- همکاری4- ایجاد هراس اختصاص پیدا کرده است!!!!!!!!!!!!!! مطالب غیر منسجم همانند کودکان و تبلیغ رابطه آموزس و تبلیغ نیز آمده است.

مراحل پذیرش پیام تبلیغی قسمت بعدی است که به حافظه کوتاه مدت و بلند مدت اشاره کرده اند و از «مدل راجرز و شومیکر» که در این بخش قابل تعمیم تر می باشد استفاده ای نکرده اند.

در ادامه فنون تبلیغات و هرچه که مرتبط با تبلیغات [ سیاسی و بازرگانی البته بدون تفکیک]می شده را آورده اند و این فصل را با سخنرانان موفق به پایان برده اند.

فصل سوم به شایعه اختصاص پیدا کرده است[ البته بدون بیان رابطه آن به تبلیغات]. من همیشه فکر می کردم مهمترین کتاب فارسی در عرصه شایعه کتاب « روانشناسی شایعه»نوشته گردن آلپورت» ترجمه «ساعد دبستانی» است  اما در این کتاب به اشتباه خود پی بردم و متوجه شدم که این کتاب حتی ارزش ذکر نام نیز ندارد!!!!!!!!!!!!!

این فصل نیز مشکلات فصل تبلیغات را دارد که از ذکر مجدد آن پرهیز می شود فقط اشاره می کنم  که دکتر محمود اکرمی شایعه را بصورت کلان مطرح نکرده اند بلکه بصورت جزئی دو حوزه شایعه سیاسی را با شایعه غیر سیاسی خلط کرده اند بطور مثال اهداف شایعه ساز را[ص 269]«1- ایجاد بدبینی نسبت به یک نظام سیاسی یا مسئولان یک جامعه »ذکر می کنند که اینطور استدلالی در هیچ علم و حتی عقل منطقی قرار نمی گیرد.

در انتها بالاخره مشخص نمی شود که مردم شناسی تبلیغات به چه معنا است و حتی در کل این کتاب به غیر از روی جلد عبارت «مردم شناسی تبلیغات» یافت نمی شود!!!و مشخص نمی شود که چگونه افکار عمومی،تبلیغات و شایعه در یک جلد قرار گرفته اند و چگونه این مطالب پراکنده و نامعتبر در فصول قرار گرفته اند

+   عماد عبادی ; ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸٧

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir